عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
387
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و چون امير محمود بغزنين باز آمد ، قصد بهاطيه [ 1 ] كرد ، و از راه والشتان [ 2 ] و حصار بگذشت ، به بهاطيه شد ، و آنجا سه روز حرب كرد ، و بجيراو راجه [ 3 ] بهاطيه لشكر ساخت ، پيش حرب امير محمود فرستاد ، و خود با تنى چند بر ساحل آب سند [ 4 ] برفت . و چون امير محمود خبر يافت ، سوارى چند برابر او فرستاد ، تا اندرو رسيدند ، و آن همه قوم كه با وى بود بگرفتند ، چون بجيراو آن حال بديد كناره بكشيد و خويشتن را بكشت . ايشان سر او برداشتند و آن همه قوم او را دستگير كردند و پيش امير محمود ( آوردند ) بسيار شادى كرد و بفرمود تا شمشير اندر كفار نهادند و بسيار بكشتند ، و دويست و هشتاد فيل بگرفتند . و چون امير محمود از بهاطيه باز گشت خبر رسيد ، كه مردمان سيستان عاصى شدند . روى سوى سيستان كرد ، و چون آنجا رسيد ، همه پيشروان سگزيان اندر حصار ارگ [ 5 ] شدند .
--> [ ( 1 - ) ] بهت و بهتيان قبايلى بودند كه در سند عليا ميزيستند و معرب آن بهاطيه است ( چچنامه 41 - 132 ) . [ ( 2 - ) ] اصل : دالشان ؟ ب دالشيان ؟ در طبع ناظم و تهران والشتان است ؟ همين سرزمين بين كوه كوزك و درهء بولان را يعنى وادى پشين را والشستان مىگفتند ، كه راه بين وادى قندهار و سند ازينجا مىگذشت . اما والشتان يا بالشتان تاكنون هم در اراضى جنوبى غور در ولايت روزگان واقعست و نميتواند از غزنه راهى به وادى سند از آن بگذرد ، بنابرين والشستان در متن آورده شد . و حصار به ظن غالب همين كويتهء كنونى است . [ ( 3 - ) ] اصل : و بحراو اجر . ب : و بحراد آجر بحاطبه ؟ اين نام در يمينى 209 بجيرا و در ابن اثير بحيراست ؟ و منينى گويد كه صحيح آن بجراء به تشديد جيم باشد . كه در تواريخ محلى هند نام راجه بجى راو ، و محل حكومتش بهاتيه باشد ، و اين قلعه استوار بر سرحد ملتان واقع بود ( تاريخ سند ندوى 264 ) . [ ( 4 - ) ] هر دو : آساسند ؟ [ ( 5 - ) ] هر دو : اوك ؟ ولى در يمينى 168 و ابن اثير 9 ر 73 حصار ارگ است . و ارگ براى مقر شاهى كليهء قديم افغانى است كه تاكنون هم مستعمل است . چون در سيستان جايى بنام اوق ( اوك ) هم بود كه در تاريخ سيستان مكررا ذكر آن مىشود ، و در اصطخرى به شكل اوقل و در ادريسى اوق ضبط شده . پس ممكن است التباسى بين اوك و ارگ شده باشد .